المحقق السبزواري

614

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

فصل چهارم : در تدبير آداب سلوك پادشاه نسبت به وزراى عالىمقدار و آداب و شرايط ايشان وزارت اعظم از منصبهاى بزرگ است و سلاطين را از وزير چاره نيست ، و گويند در زمان سلاطين سابق فرس ، امور ملكى و مالى هردو مفوّض به آراى صائبهء وزرا مىبوده و در عصر اسلام ، عادات سلاطين مختلف بوده گاهى هردو امر مفوّض به ايشان بود و گاهى مدخليّت ايشان مخصوص به ماليّات بوده . خداى عز و جلّ در قرآن مجيد مىفرمايد : قالَ اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ « 1 » يعنى : « بگردان مرا والى بر خزاين زمين ، به درستى كه من حفيظم و عليمم و دانايم . » اين سخن حضرت يوسف صدّيق است عليه السّلام كه به پادشاه مصر گفت . غرض او طلب وزارت بود . از اينجا معلوم مىشود كه مىبايد كه وزير حفيظ و عالم و دانا باشد . و در ضمن حفيظ چند معنى مندرج است كه به قياس و استدلال عقلى واضح مىشود ، چه حفظ وزير بايد كه شامل شريعت و ملّت و احكام شرع و نفس شريف پادشاه و رعايا و نفس خود و زيردستان و عساكر و امرا و ارباب مناصب و عمّال و خزاين و اموال و آلات و ادوات ، كه در هر باب ضرور و نافع است ، بوده باشد . پس ، بايد كه وزير در تقويم مراسم شرع و اشاعت آثار دين و حفظ ملّت بكوشد و در اين ابواب تغافل و اهمال رضا ندهد ، و در صيانت و حفظ پادشاه و نام‌نيك و ذكر جميل و رونق و بها و تازگى ملك و آبرو و مهابت و احتشام و آوازهء او مساعى جميله مبذول دارد ، و در حفظ لشكرها و سرانجام رونق سپاهيان و تكثّر سپاه و استعداد و عدّت و آلت و رونق ايشان قواعد و شرايطى كه معتبر است منظور دارد ، و حظوظ و حقوق و ارزاق و مرسومات و مقرّرات هريك را فراخور اندازهء [ 157 آ ] استحقاق و پايهء هركس برساند ، و حفظ نفس خود به آن باشد كه در مراعات جانب خداى عز و جلّ اغفال و اهمال نورزد و شرايط بندگى و عبوديّت و اطاعت جناب احديّت را منظور دارد و به دولت چندروزهء دنيا كه چون سايهء اغصان و خواب طفلان مضطرب و مشوّش است فريب نخورده و ترك

--> ( 1 ) . يوسف : 55 .